تبلیغات 
سلام سلام باز هم سلام از نظرات دوستان در پست قبلی معلوم بود که خیلی از موضوع دونادون خوشتون اومده پس حالا ادامه داستان جذاب دونادون :
یکی از شاگردان حضرت استاد که تحت عمل جراحی قرار گرفته بود روز بعد از عمل در حالی که به کمک پرستاران می خواسته از تختبرخیزد ناگهان می میرد . پرستاران دستپاچه می شوند دکترها را خبر می کنند دستگاه اکسیژن و غیره می آورند ماساژ قلبی می هند ، تا بالاخره بعد از دقیقه آثار حیات در او ظاهر می شود . حضرت استاد در آن زمان برای چند روز به کرمانشاه رفته بودند و ظاهرا از این موضوع اطلاعی نداشتند وقتی بازگشتند فرمودند : ناگهان به من خبر رسید که « گ » رفت . روحش بصورت مرغ تیزبال زیبایی بود هر چه صدایش کردم نمی ایستاد و به فرارش ادامه می داد . به طرف جنوب می رفت و به نزدیکی های ماه رسیده بود که مثل شاهینی رفتم و پنجه انداختم و او را گرفتم . او چون بدون اجازه فرار کرده بود به همین جهت اگر دوباره به این جسم نمی آمد باید به جسم دیگری می رفت ، به اضافه جریمه . آثار الحق 2 – ص 54 – گفتار 169
