تبلیغات مولی علی فرزند سید محمد مشعشع متوفی ( 861 ق ) را می توان پایه گذار اصلی تفکرات فرقه مشعشعی ها به شمار آورد . وی راه را بر حاجیان می بسته و از رفتن آنها به حج جلوگیری می کرده چون ایشان همچون پدرش قائل به این بود که امام علی ( ع ) خداست و به خاطر همین تفکرات که امام علی ( ع ) خداست و خدا نمی میرد در سال 857 ق به نجف حمله کرد و بارگاه ملکوتی امام علی ( ع ) را تخریب کرد و تمامی اموال آنجا را به غارت برد ، همچنین 6 ماه بعد به کربلا حمله کرد و آنجا را نیز به غارت برد

« در دنیا هر ذذاتی نشانگر خدانیست و فقط ذات مقدس علی نماینگر خداست پس
بترس از این ذات كه روزی در مقابل خداو این ذات پاسخ گو خواهی بود
و هر چیز از گوشه و كنا شنیدی بنام اهل حق ننویس.
ودرباره مطالبی كه نوشته ای
اولا"بهلل دیوانه مربوط به قرن وارسته از قرنی است كه امام جعفر
صادق در آن میزیسته استو این بهلولی كه شما می فرمایید غلام امام بوده
واگر سواد خواندن ندارید شعر را به نفع خود عوض ندهید در شعر می
فرمایید امام شاه وبهلول پیر{به معنی پیرو{
ودر زمبنیان گذار مكتب اهل حق {سلتان اسحاق}سحاك در قرن هفتم است
اهل حق شاخهای از الاهیات در شیه عثنی عشری است »


من میخوام بعنوان یه اهل حق روزه بگیرم اما قبلش چند تا سوال از خودم دارم
کی باید روزه بگیرم ؟ آبان ماه ( روزه مرنو ) یا دی ماه ( قولطاس )، 18 آبان یا 28 آبان و یا ...
چرا باید روزه بگیرم ؟ چون سلطان سه روز توسط برادراش در یه غاری محاصره شد و چون غذا و خوراکی نداشتند ما باید این سه روز را روزه بگیریم ( روزه مرنو ) و یا اینکه چون چند نفر از یاران سلطان سه روز در زیر برف موندند و اونها هم چیزی برای خوردن نداشتند ما هم باید این سه روز رو روزه بگیریم ( روزه قولطاس )
سلام سلام ، امروز میخوام یه دوست جدیدی رو بهتون معرفی کنم که در بحث « اهل حق » یه دریچه ی جدیدی رو در فرا روی من باز کرد ( حالا پیش خودتون فکر می کنید مگه کیه و چکار کرده و ... ) ایشون شخصیه به نام « منیکا » که دوستاش اونو به اسم « منا » صداش می کنن و از بچه های دانشگاه خودمونه که متولد شهرستان خرم آباده و البته از این مهمتر اینه که از اهل حق های فرقه آتش بیگیه و اطلاعات جالبی در این موضوع در اختیار بنده قرار داده و البته باز هم از این مهمتر اینه که قراره در بحث وبلاگ به من کمک کنه و از این بابت خیلی خوشحالم و امروز باهاش قراره ملاقات دارم و قراره ببینمشون پس فعلا بای تا های دیگه
حالا بعد از این تاخیر طولانی می خوام مدتی بحث تناسخ ( دونادون ) رو به ببندم و وارد بحث جالبی بشم چون چند وقت پیش یه سفر استان قزوین داشتم اونجا با چند نفر از مردم با مرام اهل حق آشنا شدم ( الآن برای من دوستان خیلی خوبی شده اند ) و البته با هم یه قرار گذاشتیم که در مورد مسائل اهل حق و شیعه با هم تبادل نظر داشته باشیم و اولین موضوعی رو که برای بحث کردن انتخاب کردیم بحث بکر زایی بود ( برخی از مردم اهل حق قائل به بکر زایی در مورد بزرگان خودشون هستند به این معنا که مادر آنها باکره بوده اند ولی بچه از آنها متولد شده ) حالا از شما دوستان میخوام هر کی هر چی میدونه در مورد اینکه آیا این موضوع می تونه امکان داشته باشه یا نه برامون بنویسه
خواهرم ای مهر من ای کوکب شبهای من خواهرم خورشید من رویاترین رویای من
خواهرم مولود دامان کدامین اختری خواهرم از نرگس و یاس و بنفشه برتری

در عالم طبیعت این یه علم ثابت شدست که هر علتی معلولی داره به این معنا که هر موضوعی باید از یه جایی شروع شده باشه حالا طبق این دلیل ، پیدایش اهل حق هم باید یه منشا و مؤسسی داشته باشه و اما در مورد اینکه مؤسس اهل حق چه کسی بوده اقوال زیادی وجود داره که یکی از این اقوال اینه که مؤسس تفکرات اهل حق شخصی بنام « عمرو بن لهب » ملقب به بهلول بوده که در قرن دوم هجری در خانواده ای کُرد متولد شده است . او در آغاز خود را به دیوانگی زده و در سال 219 هجری در تنگه گول ( در 16 کیلومتری اسلام آباد غرب در استان کرمانشاه در روستای چشمه سفید چشم از جهان بسته است ( 1 )

ز بهلول دیگر نمایم بیان ز بغداد شد مظهر او عیان
که بُد مظهر مرتضی زان بشر نبشناخت کس ذات آن دادگر
برادرش هارون بُد پادشاه بُدی منکر ذات پاک اله
.....
که بهلول و جعفر معاصر بُدند یکی پیر و یک شاه قادر بُدند
همین مذهب جعفری دیده اید هر آنچه احادیث بشنیده اید
تماما همان شاه با عدل داد نشان داد بر جعفر اوستاد
که چون جعفر از صورت ظاهری بُد استاد بهلول زان داوری
به مثل علی و نبی بوده اند به کس کشف اسرار ننموده اند

نورعلی ، مرد هزار چهره

سلام به تمامی دوستان عید باستانی رو به هموتون تبریک میگم و از اینکه این تعطیلات نتونستم بهتون سر بزنم و یا آپ کنم عذر می خوام ( جاتون خالی شمال رفته بودیم )
در ادامه بحث دونادون میخوام یه گریزی بزنم به شخصیت نورعلی الهی که ببینیم بقیه در مورد ایشان چی میگن ، اول از همه چیز و همه کس از خود مردم اهل حق شروع کنم که نظرشون در مورد ایشان چیه . وقتی که با مردم عادی از جامعه اهل حق ( اکثریت اهل حق ) بحث میشه می بینیم نه ایشان و نه تفکراتش رو قبول ندارند ، اگه یادتون باشه قبلا هم نظر آقای سید نصرالدین حیدری را در مورد « نورعلی » بیان کردیم اما برای اینکه یه یادآوری دوباره باشه قسمتی از متن نامه ایشان را براتون میارم : « به قرار اطلاع واصله و بنا به مدارک موجود از جمله کتاب ضاله آثار الحق به وسیله سردمداران سراسر کفر و الحاد ( منظور نورعلی الهی است ) که محتویات آن با منابع دینی اهل حق مغایرت داشته و کاملا مردود است » ( رجوع شود به پست نورعلی 3 ) .

سلام سلام باز هم سلام از نظرات دوستان در پست قبلی معلوم بود که خیلی از موضوع دونادون خوشتون اومده پس حالا ادامه داستان جذاب دونادون :
یکی از شاگردان حضرت استاد که تحت عمل جراحی قرار گرفته بود روز بعد از عمل در حالی که به کمک پرستاران می خواسته از تختبرخیزد ناگهان می میرد . پرستاران دستپاچه می شوند دکترها را خبر می کنند دستگاه اکسیژن و غیره می آورند ماساژ قلبی می هند ، تا بالاخره بعد از دقیقه آثار حیات در او ظاهر می شود . حضرت استاد در آن زمان برای چند روز به کرمانشاه رفته بودند و ظاهرا از این موضوع اطلاعی نداشتند وقتی بازگشتند فرمودند : ناگهان به من خبر رسید که « گ » رفت . روحش بصورت مرغ تیزبال زیبایی بود هر چه صدایش کردم نمی ایستاد و به فرارش ادامه می داد . به طرف جنوب می رفت و به نزدیکی های ماه رسیده بود که مثل شاهینی رفتم و پنجه انداختم و او را گرفتم . او چون بدون اجازه فرار کرده بود به همین جهت اگر دوباره به این جسم نمی آمد باید به جسم دیگری می رفت ، به اضافه جریمه . آثار الحق 2 – ص 54 – گفتار 169
